1
00:00:05,570 --> 00:00:07,990
‫یکم شیرینش کردم.

2
00:00:07,990 --> 00:00:10,070
‫ممنون، فیلین.

3
00:00:17,370 --> 00:00:19,600
‫اون نور چیه؟

4
00:00:25,060 --> 00:00:28,090
‫هنوز گزارشی از قصر نرسیده.

5
00:00:28,590 --> 00:00:32,890
‫اگه شاهزاده آکوا بفهمه اون نور «دعای مقدس» بوده، چیکار می‌کنه؟

6
00:00:33,390 --> 00:00:37,350
‫اگه فرض کنیم همه چی طبق داستان بازی پیش بره...

7
00:00:38,390 --> 00:00:41,780
‫مسیر عاشقانه شاهزاده آکوا توی «ادامه بازی» معرفی میشه،

8
00:00:41,780 --> 00:00:43,650
‫پس الان نباید مشکلی باشه.

9
00:00:44,340 --> 00:00:47,850
‫ولی حالا که بازی عملاً تموم شده،

10
00:00:47,850 --> 00:00:50,070
‫نکنه داریم وارد داستان «ادامه بازی» می‌شیم؟

11
00:01:05,800 --> 00:01:07,320
‫اجازه هست؟

12
00:01:09,870 --> 00:01:11,900
‫به من گفتن نوری که اون موقع دیدیم،

13
00:01:11,900 --> 00:01:14,720
‫نتیجه خرابیِ یکی از تجهیزات جادویی بوده.

14
00:01:14,980 --> 00:01:17,070
‫و از بانو تیارا رز خواسته شده که به منزل برگردن،

15
00:01:17,070 --> 00:01:23,300
‫تا زمانی که بازرسی قصر از اون تجهیزات کامل بشه.

16
00:01:23,300 --> 00:01:25,450
‫متوجه شدم. باشه.

17
00:01:28,100 --> 00:01:30,990
‫پس فقط یه وسیله جادویی خراب بوده.

18
00:01:30,990 --> 00:01:32,930
‫خوشحالم که چیز جدی‌ای نبوده.

19
00:01:34,030 --> 00:01:36,440
‫تیارا، من تا خونه همراهیت می‌کنم.

20
00:01:37,100 --> 00:01:39,500
‫باشه، ممنونم.

21
00:01:40,120 --> 00:01:42,300
‫راستش دلم نمی‌خواد برم خونه.

22
00:01:42,870 --> 00:01:46,350
‫می‌خوام با چشم‌های خودم ببینم بازی قراره به کجا برسه.

23
00:01:47,130 --> 00:01:52,160
‫فقط امیدوارم شاهزاده آکوا دستِ قهرمان داستان رو نگیره...

24
00:02:06,690 --> 00:02:11,440
‫{\an2}دختر شرور مورد پرستش شاهزاده کشور همسایه‌ست

25
00:03:25,770 --> 00:03:28,980
‫{\an8}<b>شیرین‌ترین بوسه</b> در <b>دنیا</b>

26
00:03:31,860 --> 00:03:32,810
‫بیا تو.

27
00:03:34,360 --> 00:03:36,150
‫من برگشتم.

28
00:03:36,410 --> 00:03:39,130
‫خیلی طول کشید. چی شده؟

29
00:03:39,910 --> 00:03:40,960
‫خب...

30
00:03:41,550 --> 00:03:43,000
‫راستش شوکه شدم وقتی فهمیدم بانو آکاری،

31
00:03:43,000 --> 00:03:47,520
‫همون دختری که توی جشن فارغ‌التحصیلی کنار شاهزاده هارت‌نایتز بود،

32
00:03:47,520 --> 00:03:49,960
‫یاد گرفته چطور از «دعای مقدس» استفاده کنه.

33
00:03:51,130 --> 00:03:53,710
‫امکان نداره... بانو آکاری تونسته؟!

34
00:03:58,570 --> 00:04:01,220
‫اوضاع حسابی پیچیده شد.

35
00:04:01,220 --> 00:04:03,320
‫اون هم از بین همه، بانو آکاری...

36
00:04:03,990 --> 00:04:07,730
‫همه کشورها دنبال قدرت دعای مقدس هستن.

37
00:04:07,730 --> 00:04:09,930
‫مزایایی که این قدرت داره انقدر زیاده

38
00:04:09,930 --> 00:04:13,230
‫که هر کشوری داشته باشدش، می‌تونه توی صلح کامل باشه.

39
00:04:13,530 --> 00:04:17,790
‫درسته، واسه همینه کسایی که می‌تونن ازش استفاده کنن، معمولاً با خاندان سلطنتی ازدواج می‌کنن.

40
00:04:18,250 --> 00:04:20,970
‫هر خانواده سلطنتی‌ای می‌خواد این قدرت رو مال خودش کنه.

41
00:04:20,970 --> 00:04:22,220
‫کاملاً درسته.

42
00:04:22,810 --> 00:04:27,930
‫احتمالاً لاپیس لازولی اون دختر رو مجبور می‌کنه با شاهزاده هارت‌نایتز ازدواج کنه

43
00:04:27,930 --> 00:04:30,480
‫تا هیچ‌وقت از دستش ندن.

44
00:04:30,990 --> 00:04:32,240
‫احتمالاً.

45
00:04:32,800 --> 00:04:37,030
‫ولی ما حداقل می‌تونیم از قدرت مارین‌فورست برای مداخله استفاده کنیم.

46
00:04:37,030 --> 00:04:41,260
‫اگه بتونیم دعای مقدس رو به دست بیاریم، کشورمون حتی از این هم پررونق‌تر میشه.

47
00:04:41,940 --> 00:04:45,210
‫دختری که می‌تونه از دعای مقدس استفاده کنه، هان؟

48
00:04:46,060 --> 00:04:47,350
‫من می‌خوامش.

49
00:04:51,850 --> 00:04:53,940
‫ده روز از اون ماجرا گذشته،

50
00:04:53,940 --> 00:04:57,490
‫ولی من هنوز هیچی درباره دعای مقدس نمی‌دونم.

51
00:04:58,600 --> 00:05:03,020
‫چون پدرم نخست‌وزیره، مطمئنم خبر داره...

52
00:05:03,630 --> 00:05:07,580
‫ولی نمی‌تونم درباره چیزی که خاندان سلطنتی مخفیش کرده ازش بپرسم.

53
00:05:07,980 --> 00:05:11,120
‫«راستش من درباره دعای مقدس می‌دونم!»

54
00:05:12,680 --> 00:05:14,360
‫ولی نمی‌تونم همچین چیزی بهش بگم.

55
00:05:14,360 --> 00:05:17,560
‫از اون روز به بعد هم شاهزاده آکوا رو ندیدم.

56
00:05:18,080 --> 00:05:21,400
‫یعنی هنوز درباره دعای مقدس چیزی نمی‌دونه؟

57
00:05:21,400 --> 00:05:25,100
‫یا... اگه می‌دونه...

58
00:05:25,430 --> 00:05:27,150
‫بانو تیارا رز.

59
00:05:27,150 --> 00:05:30,410
‫مقدمات سفر به مارین‌فورست کامل شده.

60
00:05:30,410 --> 00:05:32,550
‫هر وقت حاضر باشید می‌تونید حرکت کنید.

61
00:05:33,300 --> 00:05:37,520
‫البته که من هم تمام مسیر همراهتون میام.

62
00:05:37,520 --> 00:05:39,830
‫ممنونم، فیلین.

63
00:05:39,830 --> 00:05:43,120
‫ولی کِی قراره حرکت کنیم؟

64
00:05:43,120 --> 00:05:47,790
‫مگه وقتش نشده که شاهزاده آکواستید هم برگردن خونه؟

65
00:05:48,670 --> 00:05:50,080
‫همین‌طوره.

66
00:05:50,960 --> 00:05:55,800
‫خیلی اعصاب‌خردکنه که نمی‌تونم هیچ کاری کنم جز اینکه منتظر خبری ازش باشم.

67
00:06:03,340 --> 00:06:05,980
‫چرا شاهزاده آکوا هنوز نیومده؟

68
00:06:07,230 --> 00:06:09,360
‫فکر می‌کردم به محض اینکه قدرت دعای مقدس رو ببینه،

69
00:06:09,360 --> 00:06:13,920
‫فوراً میگه که من رو می‌خواد و میاد دنبالم.

70
00:06:14,740 --> 00:06:18,750
‫و بعدش من با شاهزاده آکوا میرم مارین‌فورست،

71
00:06:18,750 --> 00:06:21,130
‫و بعدشم ازدواج می‌کنیم!

72
00:06:21,600 --> 00:06:24,780
‫یا حداقل انتظار داشتم اینطوری بشه، ولی دو هفته گذشته!

73
00:06:24,780 --> 00:06:29,030
‫ای بابا، شاهزاده آکوا! پاشو بیا دیگه!

74
00:06:42,120 --> 00:06:44,390
‫فیلین، نظرت چیه؟

75
00:06:44,390 --> 00:06:47,000
‫به نظر فوق‌العاده خوشمزه میاد!

76
00:06:47,000 --> 00:06:48,510
‫اوه، چه خوب!

77
00:06:53,520 --> 00:06:55,840
‫شاهزاده آکوا داره میاد دیدنم.

78
00:06:56,480 --> 00:07:00,480
‫حتماً بالاخره جزئیات رو مشخص کردن... مگه نه؟

79
00:07:01,750 --> 00:07:02,820
‫درست میشه.

80
00:07:03,500 --> 00:07:05,820
‫پدر چیزی نگفت،

81
00:07:05,820 --> 00:07:07,680
‫پس مطمئنم خبر بدی برام نیاورده.

82
00:07:08,890 --> 00:07:11,580
‫امیدوارم شاهزاده آکوا از این شیرینی‌ها خوشش بیاد.

83
00:07:15,710 --> 00:07:18,460
‫متأسفم که این اواخر نتونستم زیاد به اینجا سر بزنم.

84
00:07:18,750 --> 00:07:21,710
‫آماده‌سازی‌ها تمام وقتم رو گرفته بود.

85
00:07:21,710 --> 00:07:24,720
‫خواهش می‌کنم، نگران نباشید.

86
00:07:31,690 --> 00:07:34,060
‫یعنی چی شده شاهزاده آکوا...

87
00:07:37,750 --> 00:07:40,900
‫راستش رو بخوای، نامزدی قطعی شده.

88
00:07:41,840 --> 00:07:43,730
‫منظورم نامزدی بانو آکاریه.

89
00:07:44,150 --> 00:07:45,230
‫چی؟

90
00:07:45,850 --> 00:07:48,910
‫بانو آکاری و... کی؟

91
00:07:49,980 --> 00:07:52,730
‫تعجب نمی‌کنم اگه این همه مدت تلاش کرده باشه

92
00:07:52,730 --> 00:07:55,800
‫تا دعای مقدس رو به چنگ بیاره.

93
00:07:56,880 --> 00:07:59,690
‫پس یعنی... قراره دوباره اتفاق بیفته؟

94
00:08:00,240 --> 00:08:03,470
‫نه! خواهش می‌کنم، شاهزاده آکوا رو ازم نگیرید!

95
00:08:03,470 --> 00:08:05,530
‫هر چیزی به جز این!

96
00:08:07,550 --> 00:08:12,140
‫بانو آکاری و شاهزاده هارت‌نایتز الان رسماً نامزد شدن.

97
00:08:13,940 --> 00:08:16,120
‫اون مردیه که بهت آسیب زد.

98
00:08:16,480 --> 00:08:18,690
‫تصور می‌کنم احساسات دوگانه‌ای نسبت به این خبر داری، اما...

99
00:08:20,580 --> 00:08:23,210
‫یعنی... با شاهزاده آکوا نیست...

100
00:08:25,920 --> 00:08:26,990
‫تیارا؟

101
00:08:28,390 --> 00:08:31,320
‫ببخشید. فقط خیلی خیالم راحت شد.

102
00:08:32,100 --> 00:08:36,440
‫فکر کردم شما قراره با بانو آکاری نامزد کنید.

103
00:08:36,440 --> 00:08:37,830
‫خیلی ترسیده بودم.

104
00:08:38,130 --> 00:08:39,870
‫چرا همچین فکری کردی؟

105
00:08:40,280 --> 00:08:43,090
‫من عمراً کسی غیر از تو رو انتخاب کنم.

106
00:08:44,070 --> 00:08:46,460
‫ببخش که باعث شدم همچین اضطرابی بگیری.

107
00:08:47,290 --> 00:08:49,190
‫حالا دیگه گریه نکن.

108
00:08:49,190 --> 00:08:50,700
‫گریه نمی‌کنم...

109
00:08:52,480 --> 00:08:53,510
‫هان؟

110
00:09:00,710 --> 00:09:02,460
‫شاهزاده آکوا...

111
00:09:02,460 --> 00:09:05,130
‫تیارا، دلم برات خیلی تنگ شده بود.

112
00:09:05,130 --> 00:09:06,490
‫منم همین‌طور.

113
00:09:10,520 --> 00:09:11,750
‫خداروشکر.

114
00:09:12,200 --> 00:09:16,490
‫خداروشکر که شاهزاده آکوا بانو آکاری رو انتخاب نکرد.

115
00:09:17,900 --> 00:09:20,470
‫من می‌برمت مارین‌فورست.

116
00:09:21,180 --> 00:09:24,590
‫تو تا آخر عمر کنارم می‌مونی، مگه نه؟

117
00:09:24,590 --> 00:09:27,440
‫البته که می‌مونم، شاهزاده آکوا.

118
00:10:03,720 --> 00:10:05,960
‫عصر بخیر، بانو تیارا.

119
00:10:06,360 --> 00:10:08,470
‫بانو... آکاری؟

120
00:10:13,840 --> 00:10:16,970
‫{\an8}دختر شرور مورد پرستش شاهزاده کشور همسایه‌ست

121
00:10:23,840 --> 00:10:26,190
‫عصر بخیر، بانو تیارا.

122
00:10:26,560 --> 00:10:29,020
‫بانو... آکاری؟

123
00:10:29,350 --> 00:10:32,690
‫می‌دونی، خیلی بهش فکر کردم.

124
00:10:33,470 --> 00:10:37,030
‫بانو تیارا، تو یکی از بازیکن‌های این گیمی، مگه نه؟

125
00:10:38,620 --> 00:10:39,910
‫حلقه لاپیس لازولی...

126
00:10:41,500 --> 00:10:46,880
‫اون بازی...
‫پس بانو آکاری واقعاً مثل منه.

127
00:10:47,170 --> 00:10:50,780
‫آخه ببین، تو تنها چیزی هستی که با بازی فرق داره.

128
00:10:50,780 --> 00:10:53,000
‫همه چیزای دیگه دقیقاً طبق وقایع بازی پیش رفت،

129
00:10:53,000 --> 00:10:55,590
‫ولی پایان‌بندیش اصلاً درست درنیومد!

130
00:10:56,030 --> 00:11:00,180
‫امم... مطمئن نیستم منظورتون چیه.

131
00:11:00,180 --> 00:11:02,190
‫لازم نیست خودتو به اون راه بزنی!

132
00:11:03,840 --> 00:11:08,400
‫منِ بیچاره داشتم برنامه‌ریزی می‌کردم با شاهزاده هارت‌نایتز ازدواج کنم و خوشبخت بشم...

133
00:11:08,400 --> 00:11:11,690
‫که یهو سروکله‌ی شخصیت محبوبم، شاهزاده آکوا پیدا شد!

134
00:11:11,690 --> 00:11:14,000
‫باورم نمی‌شد!

135
00:11:15,450 --> 00:11:19,210
‫اما شاهزاده آکوا مسیر اصلی توی «ادامه بازی»ـه،

136
00:11:19,210 --> 00:11:23,150
‫واسه همین فکر کردم با شاهزاده هارت‌نایتز که دومین عشقمه راضی باشم...

137
00:11:23,150 --> 00:11:27,210
‫ولی وقتی می‌تونم با شاهزاده آکوا ازدواج کنم، خب معلومه که اونو ترجیح میدم!

138
00:11:28,980 --> 00:11:32,540
‫تو اصلاً هیچی راجع‌به «ادامه بازی» نمی‌دونی، نه؟

139
00:11:33,050 --> 00:11:36,170
‫درباره اون قهرمانِ بامزه توی مارین‌فورست؟

140
00:11:36,170 --> 00:11:37,360
‫چی؟

141
00:11:37,680 --> 00:11:39,100
‫می‌دونستم!

142
00:11:39,100 --> 00:11:42,680
‫داشتم سعی می‌کردم از زیر زبونت بکشم بیرون. خوشحالم که جواب داد!

143
00:11:45,310 --> 00:11:46,970
‫من تناسخ پیدا کردم.

144
00:11:47,440 --> 00:11:51,690
‫یادمه بازی رو انجام دادم، ولی فقط همین.

145
00:11:51,690 --> 00:11:54,800
‫همم... پس یعنی...

146
00:11:54,800 --> 00:11:57,580
‫تو قبل از اینکه ادامه بازی رو بازی کنی، مُردی؟!

147
00:11:57,580 --> 00:11:59,280
‫باورنکردنیه!

148
00:12:00,280 --> 00:12:04,680
‫آخی طفلکی! هیچ بازی «اوتومه» دیگه‌ای به گرد پاش هم نمی‌رسه!

149
00:12:04,680 --> 00:12:06,500
‫شاهزاده هارت‌نایتز عالیه،

150
00:12:06,500 --> 00:12:10,290
‫ولی شاهزاده آکوای توی ادامه داستان خیلی خیلی بهتره!

151
00:12:10,770 --> 00:12:14,950
‫قهرمانِ ادامه داستان، دختر یه دوک توی مارین‌فورست به اسم «آایسیلا»ـست،

152
00:12:14,950 --> 00:12:16,900
‫و درست وقتی که شاهزاده آکوا حسابی از دست

153
00:12:16,900 --> 00:12:20,800
‫نامزدی که کشور براش انتخاب کرده کلافه‌ست، اون رو لب ساحل می‌بینه!

154
00:12:20,800 --> 00:12:23,130
‫قهرمانِ ادامه داستان؟

155
00:12:23,920 --> 00:12:26,430
‫«تصویر صحنه‌ی» اون لحظه واقعاً محشره!

156
00:12:26,430 --> 00:12:28,840
‫از دستم در رفته که چند بار بازیش کردم!

157
00:12:30,460 --> 00:12:35,110
‫به هر حال، فکر کنم بدونی، ولی من می‌تونم از دعای مقدس استفاده کنم.

158
00:12:35,620 --> 00:12:40,700
‫و اگه اینو به عشق اولم، شاهزاده آکوا بگم، می‌تونم باهاش ازدواج کنم.

159
00:12:41,240 --> 00:12:44,620
‫پس لطفاً باهاش بهم بزن.

160
00:12:44,620 --> 00:12:45,580
‫نه!

161
00:12:45,580 --> 00:12:46,790
‫چرا که نه؟

162
00:12:46,790 --> 00:12:49,390
‫من خیلی بیشتر از تو عاشقشم،

163
00:12:49,390 --> 00:12:51,810
‫تازه کلی هم بازیش رو بازی کردم!

164
00:12:51,810 --> 00:12:55,290
‫شاهزاده آکوا بازی نیست! اون یه آدمه!

165
00:12:55,290 --> 00:12:58,140
‫خودم می‌دونم بابا!

166
00:12:58,140 --> 00:13:02,090
‫ولی اینجوری که تو داری به قضیه نگاه می‌کنی، خواسته‌های اون نادیده گرفته میشه!

167
00:13:02,430 --> 00:13:04,130
‫چی داری میگی واسه خودت؟

168
00:13:04,130 --> 00:13:07,290
‫به عنوان ولیعهد یه کشور بزرگ، وقتی بفهمه،

169
00:13:07,290 --> 00:13:09,750
‫مشخصه که منو می‌خواد.

170
00:13:10,650 --> 00:13:12,020
‫پس فقط...

171
00:13:15,900 --> 00:13:17,320
‫داری چیکار...

172
00:13:17,890 --> 00:13:20,060
‫داشتم فکر می‌کردم، نظرت راجع‌به سناریویی که

173
00:13:20,060 --> 00:13:24,030
‫بانو تیارا زخمی بشه و نامزدیش بهم بخوره چیه؟

174
00:13:26,280 --> 00:13:29,370
‫نگران نباش. فقط باعث میشه یکم بخوابی.

175
00:13:29,370 --> 00:13:30,830
‫راحت باش.

176
00:13:30,830 --> 00:13:33,540
‫خودتم می‌دونی که قسر در نمیریا!

177
00:13:33,540 --> 00:13:36,300
‫خب، من قهرمان داستانم،

178
00:13:36,300 --> 00:13:41,300
‫پس وقتی همه چی راست‌راستی تموم بشه، پایان خوش مال منه!

179
00:13:45,430 --> 00:13:48,090
‫ظاهر شو، رعد!

180
00:14:00,190 --> 00:14:03,260
‫خداروشکر. به نظر میرسه به موقع رسیدم.

181
00:14:04,780 --> 00:14:06,240
‫شاهزاده آکوا...

182
00:14:06,240 --> 00:14:08,400
‫چـ-چرا...

183
00:14:09,060 --> 00:14:11,200
‫شاهزاده آکوا اینجاست؟

184
00:14:14,310 --> 00:14:17,460
‫متأسفم. انگار اونقدرها هم به موقع نرسیدم.

185
00:14:19,370 --> 00:14:21,210
‫اینجا چه خبره؟!

186
00:14:22,310 --> 00:14:25,720
‫بانو آکاری، حتماً توضیحی برای این کار دارید، نه؟

187
00:14:25,720 --> 00:14:28,030
‫اونطوری که فکر می‌کنید نیست، شاهزاده آکوا!

188
00:14:28,030 --> 00:14:31,300
‫من یاد گرفتم چطور از دعای مقدس استفاده کنم!

189
00:14:31,300 --> 00:14:35,610
‫ولی به نظر میاد مجبورم با شاهزاده هارت‌نایتز ازدواج کنم...

190
00:14:35,610 --> 00:14:37,730
‫لطفاً نجاتم بدید، شاهزاده آکوا!

191
00:14:38,130 --> 00:14:41,300
‫منو با خودتون ببرید به کشورتون!

192
00:14:41,740 --> 00:14:43,500
‫به چه حقی؟

193
00:14:43,500 --> 00:14:46,990
‫شما عاشق شاهزاده هارت‌نایتز هستید، مگه نه؟

194
00:14:46,990 --> 00:14:50,030
‫دخالت نکنید، مارکیز کلمنتایل!

195
00:14:50,680 --> 00:14:54,190
‫شاهزاده آکوا، داشتن من و دعای مقدسم

196
00:14:54,190 --> 00:14:56,000
‫باعث نمیشه کشورتون حتی پررونق‌تر بشه؟

197
00:14:58,000 --> 00:15:00,510
‫نه! لطفاً نکنید...

198
00:15:00,510 --> 00:15:03,050
‫شاهزاده آکوا نه! خواهش می‌کنم!

199
00:15:05,010 --> 00:15:06,510
‫اینو می‌دونم.

200
00:15:09,370 --> 00:15:13,640
‫می‌دونم که دعای مقدس در اختیار شماست.

201
00:15:13,640 --> 00:15:18,150
‫پس چرا منو نامزد خودتون نکردید؟

202
00:15:18,660 --> 00:15:20,900
‫من رو دست کم نگیرید.

203
00:15:21,230 --> 00:15:25,310
‫من حتی بدون قدرت شما هم می‌تونم کشورم رو به سمت سعادت هدایت کنم.

204
00:15:26,000 --> 00:15:28,660
‫پس من بهت نیازی ندارم.

205
00:15:29,060 --> 00:15:31,110
‫تنها کسی که می‌خوام...

206
00:15:34,230 --> 00:15:35,650
‫تیاراست.

207
00:15:37,860 --> 00:15:39,390
‫شاهزاده آکوا...

208
00:15:40,250 --> 00:15:41,610
‫دروغه...

209
00:15:42,600 --> 00:15:44,470
‫همه‌ش دروغه!

210
00:15:44,470 --> 00:15:47,340
‫امکان نداره که منو انتخاب نکنی...

211
00:15:48,260 --> 00:15:49,590
‫بازداشتش کنید.

212
00:15:55,880 --> 00:15:59,010
‫خوشحالم که حالتون خوبه. جای دیگه‌تون زخمی نشده؟

213
00:15:59,010 --> 00:16:03,830
‫نه. چون شما اومدید نجاتم بدید، جام امن بود.

214
00:16:03,830 --> 00:16:06,590
‫این چیزی هم که روی گونه‌مه فقط یه خراشه.

215
00:16:07,030 --> 00:16:08,350
‫امم...

216
00:16:08,350 --> 00:16:09,840
‫همینجوری بمون.

217
00:16:11,550 --> 00:16:13,600
‫بعد از چیزایی که پشت سر گذاشتی،

218
00:16:13,600 --> 00:16:16,040
‫حق داری که یکم پروقع‌تر باشی.

219
00:16:16,510 --> 00:16:22,270
‫شاهزاده آکوا، خیلی ممنونم که اومدید نجاتم بدید.

220
00:16:27,540 --> 00:16:29,780
‫چرا من...

221
00:16:30,300 --> 00:16:33,760
‫باید توی همچین جایی زندگی کنم؟!

222
00:16:37,100 --> 00:16:40,560
‫به لطف بانو تیارا از مجازات سنگین‌تر جون سالم به در بردم، اما باز هم...

223
00:16:41,320 --> 00:16:42,460
‫جاری شو، آب!

224
00:16:49,680 --> 00:16:53,850
‫تا وقتی این تو هستم، این قوی‌ترین جادوییه که می‌تونم استفاده کنم.

225
00:16:53,850 --> 00:16:58,090
‫اگه اینجا بازی اوتومه بود، یه شاهزاده میومد نجاتم بده...

226
00:16:58,740 --> 00:17:01,790
‫صبر کن ببینم، اینجا که واقعاً بازی اوتومه‌ست!

227
00:17:03,220 --> 00:17:04,250
‫بله؟

228
00:17:06,270 --> 00:17:07,940
‫شاهزاده هارت‌نایتز!

229
00:17:08,760 --> 00:17:10,730
‫اومدی دنبالم!

230
00:17:11,160 --> 00:17:13,500
‫فوراً چای آماده می‌کنم!

231
00:17:14,350 --> 00:17:16,570
‫اونقدرها نمی‌مونم.

232
00:17:16,570 --> 00:17:17,770
‫مجبور نیستی.

233
00:17:18,210 --> 00:17:19,930
‫خودم می‌خوام.

234
00:17:19,930 --> 00:17:22,190
‫اینجا انقدر حوصله‌م سر میره که نگو.

235
00:17:25,630 --> 00:17:27,610
‫من و تو با هم ازدواج می‌کنیم.

236
00:17:28,790 --> 00:17:30,860
‫اوکی، حله.

237
00:17:31,790 --> 00:17:34,620
‫خیلی راحت قبول کردیا.

238
00:17:35,160 --> 00:17:39,610
‫شنیدم که تو... به شاهزاده آکواستید علاقه داشتی.

239
00:17:40,240 --> 00:17:43,400
‫خب البته، شاهزاده آکوا شخصیت محبوبمه،

240
00:17:43,920 --> 00:17:47,130
‫ولی شاهزاده هارت‌نایتز داره اشتباه می‌کنه.

241
00:17:47,990 --> 00:17:50,920
‫من عاشق تو هم هستم، شاهزاده هارت‌نایتز.

242
00:17:52,380 --> 00:17:54,710
‫شاید بگی گستاخم،

243
00:17:54,710 --> 00:18:00,140
‫ولی من عاشق تک‌تک چیزای دنیای این بازی‌ام!

244
00:18:01,100 --> 00:18:02,890
‫تورو هم خیلی دوست دارم!

245
00:18:05,530 --> 00:18:06,650
‫واقعاً؟

246
00:18:11,400 --> 00:18:13,150
‫من دیگه میرم خونه.

247
00:18:24,910 --> 00:18:26,950
‫اون چمدون‌ها رو بیارید اینجا.

248
00:18:28,950 --> 00:18:32,910
‫شاهزاده آکواستید، لطفاً مراقب دختر ما باشید.

249
00:18:33,300 --> 00:18:37,630
‫البته که خواهم بود، و خوشبختش می‌کنم.

250
00:18:38,000 --> 00:18:41,320
‫به هر حال من همین الانشم خیلی خوشبختم.

251
00:18:41,320 --> 00:18:45,770
‫شاهزاده آکوا، منم همین الانشم خیلی خوشبختم.

252
00:18:47,100 --> 00:18:48,730
‫عجب، پس حسابی دلبری کردی.

253
00:18:49,340 --> 00:18:52,240
‫مقدمات حرکت آماده‌ست.

254
00:18:53,350 --> 00:18:56,660
‫به این زودی دارید میرید؟ دلمون براتون تنگ میشه.

255
00:18:57,210 --> 00:18:59,280
‫بعد از اینکه یه سال آموزش عروس رو تموم کنم،

256
00:18:59,280 --> 00:19:03,660
‫برای یه مدت کوتاه واسه جشن اولین حضورم توی جامعه برمی‌گردم اینجا.

257
00:19:04,260 --> 00:19:07,380
‫می‌تونید منتظر کلی سوغاتی از مارین‌فورست باشید.

258
00:19:08,430 --> 00:19:10,130
‫بی‌صبرانه منتظرم.

259
00:19:10,520 --> 00:19:13,010
‫سلامت باشی، تیارا.

260
00:19:13,010 --> 00:19:15,380
‫کارای خیلی بی‌محابا نکنیا.

261
00:19:15,880 --> 00:19:19,890
‫نمیکنم. شما هم مراقب خودتون باشید.

262
00:19:23,610 --> 00:19:26,120
‫تو هم همینطور، فیلین. سلامت باشی.

263
00:19:26,120 --> 00:19:31,070
‫ممنونم. من تا آخرش از بانو تیارا رز حمایت می‌کنم.

264
00:19:31,650 --> 00:19:36,780
‫قلبم جوری می‌تپه که تا حالا سابقه نداشته.

265
00:19:36,780 --> 00:19:38,150
‫ما رفتیم!

266
00:19:53,640 --> 00:19:57,050
‫توی مارین‌فورست هم پریان هستن، مگه نه؟

267
00:19:57,050 --> 00:20:01,010
‫آره. مطمئنم که اون‌ها هم بهت برکت میدن.

268
00:20:01,010 --> 00:20:03,180
‫بی‌صبرانه منتظر دیدنشونم.

269
00:20:05,900 --> 00:20:08,900
‫قبلاً خجالت می‌کشیدم این کار رو بکنم،

270
00:20:09,440 --> 00:20:11,610
‫ولی دلم می‌خواد امتحان کنم و خودمو براش لوس کنم.

271
00:20:14,850 --> 00:20:16,140
‫تیارا...

272
00:20:18,420 --> 00:20:20,950
‫بی‌خیال! دیگه بیشتر از این نمی‌کشم!

273
00:20:24,480 --> 00:20:28,480
‫آخه تیارا، تو واقعاً دیگه بیش از حد نازی.

274
00:20:32,330 --> 00:20:33,460
‫ها؟

275
00:20:35,590 --> 00:20:37,420
‫یه نامه؟

276
00:20:39,860 --> 00:20:42,220
‫برای شماست، از طرف بانو آکاری.

277
00:20:42,860 --> 00:20:44,350
‫از طرف بانو آکاری؟

278
00:20:44,930 --> 00:20:48,310
‫خیلی مشکوکه. متأسفم، ولی اول خودم چکش می‌کنم.

279
00:20:50,660 --> 00:20:52,130
‫«بانو تیارای عزیز،

280
00:20:52,660 --> 00:20:57,330
‫این نامه قوی‌ترین جادوییه که می‌تونم توی برج سفید استفاده کنم.

281
00:20:57,790 --> 00:21:02,530
‫من تمام تلاشم رو می‌کنم که با شاهزاده هارت‌نایتز خوشبخت بشم،

282
00:21:02,530 --> 00:21:05,980
‫پس لطفاً تو هم خوشبختی خودت رو پیدا کن.»

283
00:21:09,480 --> 00:21:12,460
‫حس می‌کنم همه چی یه ذره زیادی راحت جفت‌وجور شد، ولی...

284
00:21:17,210 --> 00:21:21,210
‫«اگه به قهرمانِ ادامه داستان ببازی،
‫عمراً ببخشمت!!»

285
00:21:18,280 --> 00:21:20,610
‫این... ژاپنیه؟

286
00:21:21,210 --> 00:21:25,210
‫«اگه به قهرمانِ ادامه داستان ببازی،
‫عمراً ببخشمت!!»

287
00:21:21,300 --> 00:21:24,910
‫اگه به قهرمانِ ادامه داستان ببازی، عمراً ببخشمت!

288
00:21:28,030 --> 00:21:31,590
‫شاهزاده آکوا، میشه این نامه رو نگه دارم؟

289
00:21:31,590 --> 00:21:33,360
‫خب، اشکالی نداره...

290
00:21:33,750 --> 00:21:37,280
‫اگه زمانی ناامید شدم، به این نگاه می‌کنم تا حالم جا بیاد.

291
00:21:40,940 --> 00:21:44,960
‫من به قهرمانِ ادامه داستان که حتی ندیدمش نمی‌بازم!

292
00:21:50,330 --> 00:21:52,780
‫ولیعهد برگشته.

293
00:21:53,930 --> 00:21:57,180
‫خب، حالا ببینیم چه جور دختری رو با خودش آورده خونه.

294
00:23:29,970 --> 00:23:39,980
‫{\an8}<b>پری دریایی</b> چیزی از عشق نمی‌داند</b>

295
00:23:29,970 --> 00:23:39,980
‫{\an8}<b>پری دریایی</b> چیزی از عشق نمی‌داند</b>

296
00:23:30,570 --> 00:23:34,390
‫خیلی خوشحالم که می‌تونم اقیانوس رو با شاهزاده آکوا ببینم!

297
00:23:34,390 --> 00:23:36,770
‫اون کیه که داره توی ساحل لبخند می‌زنه؟

298
00:23:36,770 --> 00:23:39,410
‫نکنه... قهرمانِ ادامه داستان باشه؟!

